یه چند وقتیه که ما از Aussie Farmers Direct یه چیزهایی خرید میکنیم، گفتیم اگه کسی دوست داشت امتحان کنه. گوشت و لبنیات و میوه و سبزیجات رو در خونه بهتون تحویل میدن و ادعا میکنن که مستقیم از کشاورزها میخرن. گوشت و لبنیات رو صبح زود (قبل از ۷) توی یه esky میذارن دم در براتون که برای صبحونه آماده باشه و میوه و سبزی رو هم بعد از ظهر تحویل میدن (اگه کسی نبود اون رو هم میذارن دم در). توی این مدت سرویسشون خیلی خوب و سر وقت بوده و ما ازش راضی بودیم. این هم از بقالی.

دیروز رفته بودیم پارک ملی Botany Bay (اینجا) که اگه شانس داشتیم نهنگ ببینیم، آخه الان (جون و جولای) زمان مهاجرت نهنگ ها به آبهای شمالی هست. یه نقطه توی پارک هست به اسم Cape Solander که میشه از اونجا یه چیزهایی رو دید (دوربین یادتون نره). ما که دیروز چیزی ندیدیم، قراره یه روز دیگه صبح زود بریم شاید چیزی دیدیم، شاید هم با یکی از این تورها رفتیم. اگه خیلی پایه پارک رفتن هستین توصیه میشه یه بلیط یک ساله بخرین (۶۵ دلار) به جای این که هر روز ۷ دلار ورودی بدین. دوستان ویکتوریا نشین خوشحال باشین که مجبور نیستین ورودی پارک بدین و سالی ۶۵ دلار به نفعتونه! این هم از پارک.

و اما سایر قضایا: طبق بررسی های اخیر، استرالیا یکی از بی خواب ترین مردم بین کشورهای پیشرفته رو داره به طوری که این مساله داره تبدیل به یه معضل نگران کننده میشه. از جمله نشانه های این معضل میشه به خواب آلودگی رانندگان قطار و کامیون و همچنین خواب آلودگی خلبانان هواپیماهای مسافربری اشاره کرد. اتفاقی که چند ماه پیش توی Jetstar (وابسته به Qantas) افتاده بود این بوده که یه خلبانی از این موضوع به یکی از مدیران گله کرده و جناب مدیر هم در جواب گفته که انقدر سوسول تشریف نداشته باشین (Toughen up princesses) که همین موضوع کلی جنجال برای خودش درست کرده. و حقیقت اینه که همه ما بیخواب شدیم و این یکی از اثرات افتادن توی چرخه بی پایان رقابت بر سر سرعت بالا و قیمت پایینه. این هم لینک مطلب اگه خواستین بخونین یا بشنوین.
جناب فیلسوف توی پست اخیرش گله کرده که چرا بعضی از وبلاگ نویسها یک سری واقعیت ها رو سانسور میکنن که البته گله ایشون بسیار هم به جاست. هشدار: متنش خیلی تنده و بهتره خیلی خوب بخونینش قبل از اینکه جوابی بهش بدین، من فکر میکردم کسی رک تر و تلخ زبون تر از من این دور و بر نیست. خود من اعتراف میکنم که به طور خواسته و ناخواسته یه سری چیزها رو سانسور میکنم و قبلا هم در این باره نوشتم. من احساس میکنم عمده ترین دلایل این سانسور کردن میتونه از قرار زیر باشه (وبلاگهای به قصد چزوندن فک و فامیل رو اینجا کار نداریم):
اگه توی نوشته هامون خیلی با تعصب به مهاجرت و استرالیا نگاه نکنیم ساده ترین دلیلش میتونه این باشه که دوست نداریم لحظات تلخ زندگی مون رو برای خودمون تکرار کنیم (من هر چند وقت یه بار وبلاگ خودم رو میخونم، شما چطور؟). البته همین باعث میشه کسی که از توی ایران مطالب رو میخونه با خودش فکر کنه که اینها دارن عشق دنیا رو میکنن و بخواد همین که پاش رسید به فرودگاه همونجا یکی رو بزنه زمین!
یه دلیل دیگه ش هم اینه که دوست داریم تصمیم خودمون رو درمورد مهاجرت و همچنین درمورد انتخاب استرالیا توجیه کنیم در صورتی که اغلب تصمیم و اختیار چندانی هم در کار نبوده، چه درمورد اومدن یا موندن و چه درمورد کشور مقصد. حتی همین الان هم خیلی انتخاب چندانی درمورد موندن یا برگشتن وجود نداره و باید منتظر باشی ببینی که چی در انتظارته.
یه مورد دیگه که باعث شده بعضی ها حتی وبلاگ نویسی رو کنار بذارن اینه که جمع ایرانیهای توی استرالیا خیلی کوچیکه و ممکنه اشاره کردن به یه مطلب یه جوری سوء تعبیر بشه و باعث بشه یه عده از دوستانتون از شما برنجن. یه تجربه ای که خود من داشتم این بود که سعی داشتم از یه سیستم (و خوبی ها و بدی هاش) بنویسم ولی از مطلب من برداشت شخصی شد و توی کامنتدونی بزن بزن راه افتاد.
خیلی خوبه که یه وبلاگ نویس اعلام کنه با چه ذهنیتی داره در این مورد مینویسه برای این که نویسنده و خوانندگان سر یه صفحه باشن و حرف همدیگه رو بفهمن. البته ذهنیت هر شخص توسط تجربیاتش ساخته میشه و ذهنیت افراد نسبت به یه موضوع خاص با هم متفاوته و اگه ذهنیت طرفین یه گفتگو خیلی با هم متفاوت باشه دیگه خیلی حرف همدیگه رو نمیفهمن.
از دید ما استرالیا در یک کلام دهات خارجه (البته این بد نیست لزوما)! کشوری که منبع اصلی درآمدش معدن و کشاورزی و دامداریه. مردم بومی اینجا (منظورم ابوریجینال ها نیست) معمولا زمخت و جون سخت هستن (برای مثال توی زمستون تو دریا شنا میکنن). استرالیایی ها خیلی تحصیلات عالی ندارن و مشاغلی مثل کارگری، کشاورزی، رانندگی، نجاری، لوله کشی، و غیره معمولا در اختیار اونهاست. اگر تحصیلات عالی داشته باشن معمولا مدیر میشن و این وسط (مشاغل مهندسی و فنی و دفتری و ...) هم میمونه برای مهاجرها. من خیلی از اقتصاد کلان نمیدونم ولی این نکته که کسری بودجه یکی از نقاط تمرکز سیاست دولته برای من امیدوار کننده است، چون این حس رو به من میده که حالا حالا ها به سرنوشت دولت یونان دچار نمیشه (دولتی که میخواد تمام امکانات خوب رو در اختیار شهروندانش قرار بده ولی جرات نداشته باشه بهشون بگه که اینها همه خرج داره). مضاف بر این که به قول وزیر خزانه داری برای اولین بار استرالیا در زمان مناسب و مکان مناسب قرار گرفته و با اتکا بر اقتصاد منطقه خوب داره جلو میره.
On the upside there is also strong growth in our region and that growth is going to continue for some time so, you know, there are bumpy waters out there in terms of the international economy, but we are in the right place in the world at the right time.
ما استرالیا رو دوست داریم ولی بهش به دید سرزمین موعود نگاه نمیکنیم. از نظر ما بودن ما اینجا یه فرصته و یه معامله است (معامله ای که میتونه هر دو طرفش برد باشه). تا زمانی که یه طرفش برای دولت برده در ها رو باز نگه میداره و عاشق چشم و ابروی کسی نیست. ما هم باید برد خودمون رو تشخیص بدیم و براساس اون عمل کنیم.
راستی هوا الان خیلی سرده. اون روز داشتیم فکر میکردیم که پارسال همین موقع ها که از ملبورن اومدیم سیدنی خیلی به نظرمون گرم بود. به این سیدنی نشینها میگفتیم که شما خیلی سوسولین. ما هم ظاهرا سوسول شدیم.
خوش باشین
پی نوشت: به تازگی یه وبلاگ فنی رو شروع کردم و به همین دلیل تعداد پست های این وبلاگ به طرز قابل توجهی کاهش پیدا خواهد کرد. برای همین دوست دارم توی این فرصت محدود مطالبی رو بنویسم که بیشتر خواهان داره. پس کامنت بذارین و بگین در مورد چی دوست دارین بیشتر بنویسم.
پی تر نوشت: از اونجایی که دوستان علی رغم هشدار من به بحث توی کامنتها ادامه دادن مجبورم کامنتهای این پست رو غیرفعال کنم. برین در خونه خودتون بازی کنین! یه کم گفتمان یاد بگیریم و سعی کنیم که در یک چارچوب مشخص و با احترام متقابل با هم بحث کنیم و مسائل خانوادگی مردم رو قاطی بحث نکنیم.
موسیقی امروز: Frank Duval - It Was Love
سلام، شما خوب و بی غرض مینویسی برای همین جزو اولی وبلاگهایی بودی که بهش لینک دادم، با نظرت موافقم خصوصأ اون قسمت که گفتی اکثرا اختیار چندانی در تصمیمگیری برای انتخاب کشور مقصد نداریم، استرالیا برای زندگی کشور بدی نیست شاید بشه به عنوان وطن همیشگی هم بهش نگاه کرد، ولی کاش میشد از این بزرگ نماییها و خود سانسوریها دست برداریم چرا که ما اصلیترین مرجع مهاجرین هستیم پس باید واقعا از ایجاد ذهنیت غلط خوداری کنیم
پاسخحذفسلام واقعا مطالب مفیدی مینویسید و من همیشه از خواندن وبلاگ شما لذت میبرم. خواستم بپرسم آیا اطلاعاتی در مورد ویزای مهاجرت والدین دلرین. اون مدلی که با مبلغ 40 هزار دلار میتونن اقدام کنن. اینکه چقدر طول میکشه و اینکه اون رو هم میخوان سخت بکنن یا نه.
پاسخحذفممنون از راهنمایی شما
راستش درمورد ویزای والدین اطلاع ندارم، ولی شرایط اون خیلی تحت تاثیر سیاستهای دولت و شرایط بازار کار و هزار تا چیز دیگه نیست.
پاسخحذفقبل از اینکه تغییر عمده ای توی قوانین مهاجرت اتفاق بیفته اول بوش میاد: به این معنی که اول یه چند تا مقاله توی روزنامه ها میاد که آی طبق آمار این دانشجوهای خارجی زبانشون خوب نیست و نمیتونن خوب جذب بازار کار بشن و از این حرفها. چند وقت بعد خبر میاد که بله قانون جدید اینه که دیگه فارغ التحصیل شدن از یه دانشگاه استرالیایی خیلی اهمیتی نداره و شما باید امتحان زبان بدی:
http://www.theaustralian.com.au/national-affairs/english-stressed-in-student-shake-up/story-fn59niix-1225952335769
الان هم هی دارن توی روزنامه ها میگن که صنعت آموزش عالی و دانشگاهها به دلایل مختلف (یکیش همین تغییرات اخیر) رو به رکود میره و هیچ بعید نیست که همین روزها شاهد یه تغییرات دیگه ای (به نفع درسخونده های استرالیا) باشیم.
مثل همیشه خوب و کامل و بی غرض نوشتی. نوشتنتو دوس میدارم. نمیدونستم ملبورن بودی قبلا ! یه مقایسه اجمالی بکن اگه وقت کردی چون واسه ما که تازه داریم میایم خیلی مفیده و تو انتخابمون کمک میکنه.
پاسخحذفمرسی احسان،
پاسخحذفراستی وبلاگت رو به لیست وبلاگ (سمت راست) اضافه کردم. از قلم افتاده بودی.
باعث افتخاره برای ما هومن جان.
پاسخحذف(دور از جون خودت و من) نظر من در مورد زندگی در استرالیا به نظر شما نزدیکتره!
پاسخحذفآقا راستی از وقتی رفتی رو دامین خودت مشکل فیلبانان محترم حل شده یا نه ؟؟
ظاهرا من هم باید همین کار رو بکنم البته اگر جواب می ده
مشکل به مدت چند روز حل شد ولی دوباره فیلتر شدم!
پاسخحذفسلام بر برادر آتشبار
پاسخحذفآقا اول یه چیزی بگم ، به جان خودم هر وقت میام روی صفحت عذا میگیرم ... یه کم این تکنولوژی رو کم کن دادا ، خیلی کنده بلاگت ، بنده خدا هزار تا چیز دیگه رو همراه نوشته های خودت که انصافا سنگینه باید بلند کنه ورداره بیاره.
و اما در مورد مطلب چالشیت ، مهندس جان دیدگاهی که میگه استکبار جهانی داره از من سو استفاده میکنند و منو اغفال کردن و اوردن اینجا به نظرم مسخره ترین نگرشیه که میشه به مهاجرت داشت . هفت میلیارد انسان دارن توی این کره زندگی میکنند و تک تک شون دنبال کلی چیزای مشترکن که یکیشون رفاهه ... اینجا یه جنگ واقعیه سر منابع و ما از جبر روزگار توی یکی از بدترین جغرافیا ها به دنیا اومدیم اما همین که داریم دست و پا میزنیم برای رسیدن به آرمانهامون به نظرم ارزش داره . از همه اونایی که معتقدا خیلی جاها از استرالیا بهترن برای اینکه به عنوان مقصد بهشون نگاه بشه یه سوال دارم ، آمریکا و کانادا که تکلیفشون معلومه و هر کدوم ایرادات بزرگتر از اینجا دارن تو نظرتون ، اما در مورد اروپا: هیچ میدونید به عنوان یه کله سیاه و خارجی توی یه کشور اروپایی چی در انتظارتونه ؟ من یکی به هیچ عنوان حاضر نیستم این احترام نصف و نیمه ای که اینجا بهم گذاشته میشه و با تلاش خودم دارم بیشترش میکنم رو با یه فرق جزیی تو خدمات درانی و میزان مالیات (اونا رو هم روش حرف دارم) عوض کنم . عذت نفس برام مهمتر از این حرفهاس.
آقا دو تا غلط املایی هم دارم ، کلا نمیدونم چرا باید دو تا "ز" داشته باشیم تو فارسی ؟
پاسخحذفنمرم فعلا 18
تارا رو ببوس و به نسیم خانم سلام برسون جووون
دامون جان،
پاسخحذفمرسی بابت توضیحاتی که دادی.
راستش من هم حسم اینه که در حال حاضر استرالیا برای ما یکی از بهترین گزینه ها (اگه نگیم بهترین، با فرض اینکه هر جا عشقمون بکشه راهمون میدن) هست و فعلا آینده خوبی رو میشه براش تصور کرد. شاید یه سال دیگه یه حرف دیگه بزنم ها.
من هم اتفاقا تو اون موردی که تو حرف داری حرف دارم ولی چون واقعا توی اروپا یا آمریکا زندگی نکردم نمیتونم مقایسه کنم. تو رو نمیدونم ولی من حاضر نیستم بشینم یه زبون دیگه یاد بگیرم، همین انگلیسی نصفه نیمه هم برای هفت پشتمون بسه.
حرف من اینه که (و میدونم تو هم باهاش صد درصد موافقی) اینه که اینجا هم خیلی جای ایده آلی نیست و هر کسی باید با خودش حساب کنه ببینه چی ازش به دست میاره.
ولی درمورد تئوری دای جان ناپلئون: من نظر موافق یا مخالف نمیدم و کار نداریم که کشور ما و بقیه کشورهای منطقه چرا به این وضعیت فلاکت بار افتادن (این رو فرض میگیریم)، ولی اگه ما اوضاع مملکت مون اینطور نبود خر کله مون رو گاز نگرفته بود که پاشیم بیایم ۲۰ هزار کیلومتر اینورتر که. به هر حال این وضعیت فعلا به نفع استرالیا و کانادا و ... هست چون میتونه نیروهای تحصیل کرده کم توقع رو برای ساختن کشورش در اختیار بگیره (تازه با منت). اگه شما جای دولت کانادا یا استرالیا بودی دوست داشتی این وضع موجود ادامه پیدا کنه یا یه دولت دموکراتیک سر کار بیاد و همه این ایرانیها جمع کنن برگردن مملکت خودشون؟ الان احساس میکنم خیلی بدشون نمیاد که این وضع ادامه پیدا کنه ولی یه کم بعد وقتی اوضاع بیکاری و اقتصاد بغرنج تر شد شاید نظرشون عوض شه.
هومن جان اینو حرف دارم باهات: "اگه شما جای دولت کانادا یا استرالیا بودی دوست داشتی این وضع موجود ادامه پیدا کنه یا یه دولت دموکراتیک سر کار بیاد و همه این ایرانیها جمع کنن برگردن مملکت خودشون؟ " خیلی تخم دوزرده ای فقط ما ایرونیها واسه اینجا نزاشتیم که فرقی واسشون داشته باشه که من و تو باشیم اینجا یا نه ، ممکنه که جزو سیاست کلی نظام سرمایه داری باشه که مثلا ایران رنگ دموکراسی رو نبینه اما دلیلش مطمئنم اینی که تو گفتی نیست . من سال 86 نظرم رو درمورد ایران گفتم تو بلاگم و خوشحالم که بعد از چهار سال و دیدن هفت هشت تا کشور دیگه و به قولی کسب تجربه ، هنوز به اون تحلیلم اعتقاد دارم .
پاسخحذفبه نظرم انرژیمون رو نباید در مورد این مسائل کلان هدر بدیم چون واقعا تهش هیچی نیست مطمئنم ، ما یه بار زندگی میکنیم و باید اون یه بار رو اونطوری که دوست داریم بگذرونیم . از غر غر کردن و دایی جان ناپلئونیسم هیچی گیرمون نمی آد .
من نمیگم «کار کار انگلیساست»، حتی مممکنه کار خودمون باشه، به همین سادگی. ولی بودن ما اینجا به دلیل گذاشتن تخم دو زرده نیست، شاید یکی از دلایلش این باشه که اینجا به نیروی کار نیاز داره، و همچنین به بچه های ما نیاز داره که نسل جدید اینجا رو بسازن. ولی باز دوست دارم که این رو میفهمن!
پاسخحذفشاید چند سال دیگه ما اونور معادله باشیم و از اینجا به عنوان سرزمین فرزندانمون حرف بزنیم.
هومن جان- در پیرو تایید حرفهات
پاسخحذفاتفاقا یکی از سیاست های ارباب های جهان هم همینه که ایده رخوت انگیز "بابا بی خیال دنیا ، سرمون رو بندازیم پایین و کار خودمون رو بکنیم" و همیچنین " وضع اینجا که خیلی از کشور خودمون بهتره " رو تو مغز جهان سومی ها جا بندازن تا بتونن بهتر استثمار کنن که ظاهرا هم خیلی در این امر موفق بودن . ضمنا تمرکز غرب هم فقط روی ایران نیست و چندین و چند کشور رو جهت تولید تخم دو زرده هدف قرار دادن ولی خوب ایرانی ها ظاهرا چون توسری خوری ملس تری دارن بیشتر باب طبع غربی ها قرار گرفتن!
هومن جان تو واقعا فکر میکنی که داری استثمار میشی ؟!! من در آمدم از یه اوزی با سطح کارکرد مشابه توی یه شرکت به خدا بیشتر بوده ؟؟ بعضی از ماایرونیها فکر میکنیم که مرکز ثقل جهانیم و خودمون رو در حد مصلح اجتماعی و تنها کسی که میفهمه دور و برش چی میگذره میدونیم ( رفرت میدم به پست حالم بد است که در موردش گپ زدیم قبلا) ... من واقعا حالم بهم میخوره از دست کسایی که فقط غرمیزنن و با این فقط غرزدنشون به خودشون این حس رو القا میکنن که "آفرین پسر گل بابا ، تو دیگه یه مصلح اجتماعی شدی ، باریکلا تو دیگه سرت پایین نیست ". شدیدا اعتقاد دارم ما ایرونیهای غرغرو تخم دوزرده ای واسه استرالیا نزاشتیم ، توی شغل خودمون هندی ، بنگلادشی ، پاکستانی های زیادی هستند که حاضرن بیان جای ما اقامت دائم استرالیا رو بگیرن و کمتر از ما غر بزنن و کار کنن. همون چیزی که گفتم رقابت بر سر منابع توی این کره هفت میلیاردی حرف اول رو میزنه ... هند و پاکستان هم مثل ایران تنها دلیل عقب افتادگیشون از دنیا جهل و نادانی خودشون بوده و بس .من چین و هند بودم و با مردمش حرف زدم باور کن نو و نه درصد جوونهاشون آرزشونه که خارج از کشور خودشون زندگی کنند ، اگه شعورشون میرسید و جمعیت کشورشون متعادل میبود الان این مشکلات رو نداشتند، البته شایدم اربابای نامرد جهان یه پودری تو آبشون ریختن که نتونن جلوگیری کنند و ... اولین جایی که کار میکردم یه پسر مهاجر انگلیسی بود به اسم جرمی ، کارش شاید در حد من بود و از الان من کمتر میگرفت تازه غر هم نمیزد که ال و بل و جیمبل اونوقت اونم داشت استثمار میشد ؟!!... تو رو خدا ما ها نیایم حرفای مقام معظم رو تکرار کنیم ، کدوم ارباب جهان؟ کدوم دشمن ؟ اونا اگه این حرف رو میزنن میشه تصور کرد که از روی هوششون و برای مقاصد سیاسیشونه ولی من و تو اگه این حرف رو بزنیم غیر از حماقتمون هیچی رو نشون نمیدیم.
پاسخحذفمیشه یکی بیاد به من بگه این ارباب جهان کیه ؟ انگلیس؟ خوب کدوم حزب تو انگلیس؟ کدوم مجمع؟ نکنه میگید یه گروه زیر زمینی وجود داره متشکل از صهیونیستها و انگلیسی های نامرد که دارن خون دنیا رو تو شیشه میکنن؟ وای خدا چه آدمای بدی ، چقدر هیجان انگیز و سری
ببخشید از لحنم هومن جان ، میدونم که تو اینجوری فکر نمیکنی و دنیا رو اینطوری نگاه نمیکنی ولی واقعا اینجور آدما ارزش اینکه باهاشون جدی بحث کنم رو ندارن چون یه طرز فکر مندرس از دوران پدر بزرگهاشون تو روحشون رخنه کرده و من و تو نمیتونیم عوضشون کنیم.
دایی جان ناپلئونیسم تو ژن ماهاست
دامون جان،
پاسخحذفمرسی بابت اینهمه وقت و انرژی که میذاری.
بهتره من یه کم موضع خودم رو شفاف کنم! دیگه کار به شفاف سازی موضع رسید، خدا به خیر بگذرونه.
من موافق نظریه استثمار نیستم ولی عقیده دارم که کشورهایی مثل استرالیا دارن از این قضیه سود میبرن، دقیقا به همون دلیل که از شرایط اقتصادی حاکم بر آسیا سود میبرن. البته یه جای دیگه هم دارن ضرر میکنن که نباید فراموش کرد، پناهنده هایی که دقیقا به دلیل همون شرایط کشور خودشون رو ول میکنن میان اینجا هم هزینه بسیار بالایی برای دولت دارن.
بعدش هم اعتقاد ندارم که ما ایرانیها همچین آش دهن سوزی هستیم. توی کامنت قبلی هم منظورم از ایرانیها کلا مهاجرها بود.
این رو بهش معتقدم که مهاجرهایی که توی استرالیا زندگی میکنن بهتر کار میکنن و کمتر جرم مرتکب میشن. هر کی خواست این موضوع رو تحقیق کنه یه سر بره دادگاه کیفری:
Downing Centre
143 Liverpool Street
Sydney NSW 2000
همونطوری که گفتم آدمهایی مثل ما به صورت آگاهانه وارد این معامله شدیم و همیشه باید حساب سود و زیانمون رو داشته باشیم.
معتقدم که دولت استرالیا هم مثل هر دولت دیگه ای منافع خودش و شهروندانش رو به هر چیز دیگه ای ترجیح میده.
سیاست توسعه اقتصادی از طریق جذب مهاجر هم چیز جدیدی نیست و به دوران جنگ جهانی دوم برمیگرده (همین هم منتقد زیاد داره).
برای تایید این که دولت استرالیا منافع خودش رو با هیچ چیز دیگه ای عوض نمیکنه اشاره میکنم به زمان پایان جنگ جهانی دوم که دولت وقت با فریب افکار عمومی (مردم اون موقع میگفتن فقط انگلیسی ها بیان) یه سری رو از کمپ های نازی ها به اسم سفید پوست آوردن اینجا. سری اول رو از نظر وضعیت جسمانی و سلامت گلچین کردن و طی یه مراسمی به مردم نشون دادن و همین که موضوع توجیه شد کشتی های بعدی بی سر و صدا وارد شدن. در همون زمان هم تعداد زیادی از چینی ها و آسیایی ها رو از خونه و زندنگی و همسر و فرزندانشون جدا کردن و برگردوندن به کشور خودشون، حتی کسایی رو که برای استرالیا به جنگ رفته بودن.
حالا با اجازه من هم وارد میشوم ! در بلاگ دوست فیلسوفمون هم نوشتم اینجا هم میگم با همون تئوری خودت به فرض درست بودنش خیلی از سیاستمداران نامدار دنیا اعتقاد دارند که امکانات ظاهری در کشورهای اروپایی که مورد مقایسه اند(تاکید میکنم طبق همون نظریه خودت) برای جلوگیری از رشد تمایلات کمونیستی در دوران جنگ سرد ایجاد شده اند.چیزهای مثل اداره سوسیال در کشورهای اسکاندیناوی یا تحصیلات رایگان در آلمان و ... که امروز دارند هر روز کمرنگتر میشن. هر چند من به این مطلب یقین ندارم ولی با همین منطق خود دوست فیلسوفمون هم این شکایتش از اوضاع استرالیا توجیه پذیر نیست.به هر حال باید قبول کنی که در یک جامعه کاپیتالیستی سرمایه حرف اول رو میزنه و این تویی که باید خودت رو ثابت کنی. آدم باید در یه چهارچوب بحث کنه.اینکه مثلا بگی چین بده یا بدتر از آمریکاست به قول علمای قم قیاس مع الفارغه.مثل مقایسه اروپا با استرالیا.اصولا شما یا قواعد یه جامعه سرمایه داری رو قبول داری یا نداری. اگر داری پس کانسیکوئنسهاش رو هم باید بپذیری.اگر نداری که باید نری اونجا یا مثلا بری کره شمالی مهاجرت کنی !!! حالا تصمیمت رو بگیر !
پاسخحذفاحسان جان،
پاسخحذفراستش من خیلی نمیفهمم ما داریم سر چی دعوا میکنیم.
من خودم رو تو حد و اندازه های بحث درمورد سیاست و اقتصاد کلان نمیدونم و احساس میکنم حداقل اینجا به جایی نمیرسه. سعی هم ندارم جایی رو با جای دیگه ای مقایسه کنم.
این که به یه مطلبی لینک دادم دلیل نمیشه که مطالب اون رو نقطه به نقطه قبول دارم، همون طور که تا اینجای کار پیش رفتیم معلوم شده اتفاقا اختلاف نظرمون در اون زمینه کم هم نیست. لطفا بذارین دعوا سر اون مطلب تو وبلاگ خود فیلسوف بمونه.
ممنون هومن و احسان عزیز.
پاسخحذفاتفاقا به نظرم ما هر سه تا تقریبا یه چیز میگیم.خوشحالم که هومن مرزبندیش رو مشخص کرد با اون نوشته یه جورایی با شناختم از شخص هومن آتشبار به تناقض رسیده بودم .
حقیقت اینه که ما توی یه معامله دوسربرد هستیم و چون تعریف این نوع معامله تو فرهنگمون جایی نداشته هنوز بعضیها تو درکش مشکل دارن.من هنوز تو دور و بریهام و آدمایی با سطح فکری خودم کسی رو ندیدم که از استرالیاا ومدن ناراضی باشه و اینکه چیزی رو تو وبلاگم نمینویسم دلیلش این نیست که وجود داره و سانسورش کردم ... دلیلش به وضوع اینه که از شرایطم راضیم و خوشحالم از انتخابم و با افتخار هم میگم.
من در تایید حرفهای شما گفتم برادر. باشه چشم ! من حساسم ها ! یهو دیدی بهم بر خورد ! :)
پاسخحذفاین بحث بحث خوبیه ، چون هومن برعکس صاحب وبلاگ قبلی -که جنبه انتقاد رو نداشت- با این مسئله خوب کنار اومده.
پاسخحذفبه دامون: در مورد استثمار....فکر میکنم معنی استثمار رو درست متوجه نشدید ، استثمار جهان سومی ها به این معنی نیست که حقوق شما با حقوق یک اوزی برابر نباشه! که اگر این ظواهر رعایت نمیشد که دیگه غرب مجالی برای گرفتن ژست دموکراسی نداشت. اینجور برداشت از استثمار ساده انگارانه ترین و سطحی ترین برداشت ممکنه. واقعا شما معنی استثمار رو متوجه نیستید؟ در درجه اول این کشور ماست که داره استثمار میشه، متوجه نیستید؟ اینکه کشوری با اون همه ثروت به اون روز افتاده استثمار نیست؟ اینهمه جوونهای تحصیل کرده که سرمایه های هر مملکتن دارن از کشور خارج میشن و در یک کشور دیگه ازشون استفاده میشه استثمار نیست؟ اینکه من نمیتونم تو کشور خودم تو جایی که دوست دارم کنار مردمی که ریشه دارم کار و زندگی کنم استثمار نیست؟ استثمارنشدن فقط یعنی حقوق مساوی گرفتن؟ واقعا متاسفم
جالبه که شما فکر میکنی راندمان پاکستانی ها و بنگلادشی ها برای استرالیا مساوی ایرانی هاست!!! چیزی که ظاهرا شما میدونی ولی استرالیایی ها هنوز نفهمیدن برای همین اون ها رو به کشورشون راه نمیدن! جالبه! حالا جهت اطلاعتون عرض کنم شما میدونی نرخ افراد تحصیل کرده در ایران(آمار سازمان ملل) بین 80 تا نود درصده درصورتیکه این نرخ برای کشور های بنگلادش و پاکستان 35 تا 40 درصده؟ شما میدونید ایرانی ها به مراتب ثروتمند تر از کشور های ذکر شده هستن؟ اونوقت به نظر شما استرالیایی ها ایرانی ها با این نرخ بالای تحصیلات که هیچ ، با اون ثروت قابل توجه رو ول میکنن و میچسبن به بنگلادشی ها و پاکستانی ها؟ این تخم دوزرده ما برای غربی ها همین تحصیلات و پولمونه چیزی که پاکستانی ها و بنگلادشی ها ندارن ولی ایرانی ها خوبشم دارن و اینو غربی ها ها خوب فهمیدن
اما اربابان دنیا... انگلیس؟ آمریکا؟ یا یک حزب زیرزمینی؟ شاید همه اینها! اینجا واقعا مجال اثبات این موضوع نیست ، نقش ابر قدرت ها در تعیین سیاست های جهانی انقدر واضحه که اصلا جایی برای سوال نداره کافی سر یکم از زیر برف بیرون بیاد ! یکمی به تاریخ نگاه کنیم همین در مورد ایران خودمون...از کودتای زمان مصدق بگیر تا...نقش بی بی سی در انقلاب...کله پا شدن شاه به محض تصمیم عدم تمدید قرارداد نفتی با دولت های غربی...جنگ زرگری 8 ساله با عراق ... بحران مالی امریکا و یکهو بهم ریختن خاور میانه! جالبه که علاوه بر خیلی از تحلیل گر های سیاسی خود غربی ها هم در بسیاری از موارد به نقششون اعتراف میکنن ولی شما اونو رد میکنید!!! ارباب های دنیا اونقدر رو بازی نمیکنن که من و شما بتونیم دقیقا مشخص کنیم که کی هستن و کجا ساکنن چون اگه غیر این بود دیگه ارباب باقی نمیموندن.
من برای نسل خودم متاسفم! متاسفم که وضع کشورم به اون روز افتاده و روز به روز آبروی ایرانی داره تو جهان بیشتر میره،عده زیادی به ناحق میمیرن عده ای هم در ارزوی مهاجرت وتغییر ملیت هستن و اونوقت بعضی ها تو این نسل سوخته فکر میکنند که وارد "معامله دو سر برد" شدن!!!
احسان عزیز من اصلا قبول ندارم تمایلات سوسیالیستی کشور هایاروپایی داره کمتر میشه چون همچین روندی درشون مشاهده نمیشه ، تحصیلات تکمیلی هم برای خارجی ها داره پولی میشه نه برای خودشون. به هر صورت این سیستم سوسیالیستی به هر دلیلی که ایجاد شده باشه از لحاظ خدمات اجتماعی که به مردمش میده بسیار داره خوب عمل میکنه و از این نظر سیستم کار امد تری هست . این کاملا حرف درستیه که نباید کشور سوسیالیستی و کاپیتالیستی رو با هم مقایسه کرد ولی حتما خود شما بهتر میدونی که الان در این زمینه مرزبندی مشخصی بین اکثر کشور ها وجود نداره.به غیر از بعضی کشور ها مثل آمریکا و مثلا نروژ، اکثر کشور های اروپا و استرالیا وسایر مستعمرات انگلیس دارای سیستمی هستن که سوشال کپیتالیست نامیده میشه و همه این کشور ها هم خودشون رو تو این دسته بندی قرار میدن. مقایسه من هم بر همین مبنا بود که در این خیل استرالیا از نظر خدمات جزو بدترین هاست.
و در اخر: من هم از انتخابم ناراضی نیستم چون ماهایی که اینجاییم آپشن بهتری نداشتیم و بقول هومن اختیار چندانی در تصمیمگیری برای انتخاب کشور مقصد نداریم ولی اینو بفهمیم که انتقاد کردن و گفتن واقعیت ها دلیل نارضایتی یا غر زدن نیست .
هومن جان
پاسخحذففکر میکنم دیگه متوجه شده باشی که ادامه این بحث کمکی نمیکنه چون یه طرف ماجرا به هر حال میخواد خارج از کانتکس هم شده چیزی بگه که نظراتش منطقی به نظر بیاد . من دلیلم از وقتی که تو کامنتدونیت گذاشتم فقط این بود که بدونم آیا اونطور که نوشته بودی با اون نوشته کذایی موافق بودی یا نه و حالا میبینم که همونطور که قبلا نوشته بودی احتمالا تا حدی با قضیه خود سانسوری موافقی نه کل قضیه توهم توطئه . همین برای من بسه از این بحث .
1- در مورد اربابان دنیا یادمه با خدا بیامرز مادر بزرگم زیاد بحث کردم ، حقیقت اینه که نتونستم قانعش کنم که کار کار اینگلیسا نیست
.. شما خودتون بودید که عکس آقا رو تو ماه دیدید و شما خودتون بودید که پشت مصدق رو خالی کردید
2- غربی ها همونطور که هومن گفت برای منافعشون ممکنه هر کاری بکنند که اتفاقا اینکه اینقدر منافع ملیشون براشون ارزش داره واسه من جالبه ، اما من تو این دنیا نقشی واسه تغییر قواعد بازی برای خودم قائل نیستم و فقط سعی دارم که که تو این بازی خوب بازی کنم و به فکر منافع خودم و خانوادم باشم
3- خیلی راحت میشه از کانتکس خارج شد و بقیه رو محکوم به کج فهمی کرد ، ما در مورد تاریخ و آرمانهای بشری صحبت نمیکردیم که زدی به صحرای کربلا و تعریفمون از استثمار رو بین المللی کردی ما کانتکسمون حوزه شخص بود و طبعا تعریف استثمار شخص توی یه جامعه تلاش بیشتر و عایدی کمتر نسبت به اربابانه
4- اگه کسی هم الان داره مملکتت رو استثمار میکنه اربابان دنیا به قول تو نیستن ، سپاهه(مگه اینکه اونا هم دست نشانده اربابان دنیا باش) ، من تکلیفم رو با مبارزه سیاسی روشن کردم هم اینجا و هم صدها بار تو بلاگم و گفتم که اگه اهلش بودم اینجا نبودم (هر چند از همه دور و بریهام سیاسی تر نوشتم) اما شما آقای چگوآرا اولا حق نداری منو بابت تصمیمم ملامت کنی که صادقانه بهت میگم به تو ربطی نداره مخصوصا اینکه خودت هم حداقل چندین ساله که ایران نیستی و راه من رو داری میری فقط عرضه میخواد که آدم چیزی که هست رو قبول کنه ... در مورد شجاعت معمولی بودن چیزی شنیدی؟ نکنه این چند ساله ایران بودی و مبارزه سیاسی کردی در جهت از بین بردن استثمار از وطن عزیزت و برای اینکه ریا نشه گفتی مالزی و استرالیا بودی ؟
5- دایی جان ناپلئون اوایل قصه به شازده اسدالله که اوایل سعی داشت با هاش بحث کنه ، گفت که تو این انگلیسیهای حرومزاده رو نمیشناسی به عقل من و تو نمیرسه که اینا از چه راههایی ضربه میزنن هیچ بعید نیست حامله شدن دختر دوست علی هم کار اونا باشه و بعدش مش قاسم تایید کرد و گفت بله آقا از این انگلیسیها بی ناموس تر خودشونن
هومن جان ببخشی که گلاب خورد به بلاگ تو هم مثل بلاگ مسعود اما قول شرف میدم که هر کی هر چی بییاد بنویسه دیگه جوابی ننویسم اینجا یعنی دیگه جوابی ندارم که بخوام بنویسم
خدا امواتت رو بیامرزه یاد مادر بزرگ خدا بیامرزم افتادم چقدر زن مهربونی بود ، به حرمت اونم که شده دیگه کاری به کارش ندارم.
من آتیش داغ (نیمخام بگم بی ادبی) دامون رو میزارم پای مشکلات روحی خانوادگی که این چند وقت اخیر داشته که امیدوارم مشکل زودتر حل بشه،
پاسخحذف۱- من هیچوقت از موضوع بحث خارج نشدم، شما یا از اول اشتباه برداشت کردی یا اینجوری وانمود میکنی، من هیچوقت ننوشتم ما داریم اینجا در محیط کاری استثمار میشیم!حتا نوشتم که پول خوبی میگیریم، از اول هم بحث بر سر استثمار کشورهای جهان سوم توسط غربیها بود که خواه ناخواه مردم هم شامل این استثمار میشن
۲- در مورد مساله واضحی مثل استثمار جهان سومیها توسط غرب، من فکر نمیکنم دلیل و مدرک خاصی برای اثبات لازم داشته باشه چون یک روند چندین و چند ساله است. داستان دایئ جان ناپلئون هم دقیقا همین هدف رو داشت که یاد عوام بده با یک سری ادبیات لوده (مثل توهم حامله شدن اون دختر توسط انگلیس ها)خواسته یا ناخواسته در جهت استثمار حرکت کنن تا بتونه با ریشه تفکر استثمار از داخل مبارزه کنه. ولی خوب هرکس عقاید خودش رو داره، الان یک گروهی هست که با وجود اینکه تحصیل کرده هستن قبول ندارن که زمین کرویه (تو اینترنت سرچ کنید)، افراد زیادی هم قبول ندران که انسان رفته کره ماه و اعتقاد دارن که همش فیلمبرداری هالیوودی بوده! یا اینکه یک عده هستن که اعتقاد دارن آدم فضاییها ما رو آفریدن، و عده کثیری هم که اتفاقا تحصیل کرده هستن اعتقاد دارن که شفا بوسیله دکتر و علم حاصل نمیشه و تنها راه شفا توسل به ائمه است! اینجور افراد حتا قبول ندران که غربیها در بدو ورود به آمریکا و استرالیا کلی از سکنه اونجا رو قتل عام کردن یا قبول ندران که چندین و چند کشور آفریقایی تا همین چند وقت پیش مستعمره اروپا بودن و به بدترین وجه باهاشون برخورد میشده، دیگه در مورد منطق این افراد واقعا چی میشه گفت؟
3- بحث بیخود سیاسی شد و اصلا این مسائل ربطی به نوشته اولیه من نداشت و همه اینها برای اینه که من میگم کشورهای غربی دارن استثمار میکنن، دامون برای ایجاد انحراف در بحث میاد میگه خوب بمون بجنگ چرا فرار کردی! چه ربطی داره؟ مگه من گفتم نباید میومدیم بیرون و باید میموندیم مبارزه سیاسی میکردیم؟کی حرف از مبارزه و کار سیاسی زد؟ من میگم دلم میسوزه. کاش جرات مبارزه داشتیم که نداریم ولی حداقل خوشحالم که سرم زیر برف نیست و از اینکه مجبور به ترک کشورم شدم و به یک جای دیگه با منّت راهم دادن ذوق مرگ نشدم،خوشحالم هنوز به این تفکر سخیف نرسیدم که: من که زندگی رو بردم گور بابای بقیه.اگه مبارزات سیاسی از دستم بر نیومد به وضعیت کشورم هم بی تفاوت نیستمو مثل خیلیها وکیل مدافع و مداح استثمار غرب که این بلا رو سر ما آورده نیستم
هومن عزیز سلام
پاسخحذفدر ابتدا تشکر میکنم که مطالب خوب و مفیدی در وبلاگ می نویسید
من در مورد بحث فیلسوف و دامون نظری نمیدم فقط میتونم بگم که در وبلاگ فیلسوف مطلبی نوشتم که " درست نبود شما به دامون مطالبی رو نسبت بدین که درست نیست" و ایشون مطلب من رو حذف کردند خوب دوستان خودشون دم از ازادی بیان می زنن ولی عکسش رو عمل میکنن
هرکس برای هدفی اینجا آمده و اگر براساس برنامه ریزی میتونه به هدفش برسه فرقی نمیکنه که دیگه کجا باشه
هیچ جای دنیا مدینه فاضله نیست و نخواهد بود همه برای بهینه بودن تلاش می کنند
اگر هم کسی در مطالبش حرفهای خلاف واقع در اصل همون بزرگ نمایی می نویسه در اصل داره کذب رو منتشر میکنه که اون هم کار صحیحی نیست
برای همه ارزوی موفقیت میکنم
مرسی
پاسخحذفبه قول یکی از دوستان چه خوبه اگه بیایم نظرمون رو بدیم ولی سعی نکنیم همدیگه رو متقاعد کنیم.
من توی یه بحث نظری رو از کسی قبول نمیکنم مگر اینکه آمیخته با کمی شک و تردید باشه و خودم هم هیچوقت حکم قطعی درمورد چیزی صادر نمیکنم.